تبلیغات
کانون فرهنگی هنری شهید مطهری
 
 
 
شهر سرخنکلاته

استفاده از تجربیات پیشینیان

نویسنده : رابط فرهنگی | تاریخ : 02:42 ب.ظ - جمعه 5 اردیبهشت 1393

hat seller and monkeys Optimized داستان کوتاه: میمون ها و مرد کلاه فروش
کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت مدتی زیر درختی استراحت کند. کلاه ها را کناری گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد
.
.
.
.

متوجه شد که کلاه ها نیست.  بالای سرش را نگاه کرد . تعدادی میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند. کلاه را ازسرش برداشت و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند. به فکرش رسید که کلاه خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد. میمونها هم کلاه ها را بطرف زمین پرت کردند. او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد. سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند. یک روز که او از همان جنگل گذشت در زیر درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند. او کلاهش را برداشت ,میمون ها هم این کار را کردند. نهایتا کلاهش را بر روی زمین انداخت. ولی میمون ها این کار را نکردند. یکی از میمون ها از درخت پایین آمد و کلاه را از روی زمین برداشت و سیلی محکمی به او زده ، گفت : فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری.

برچسب ها : تجربیات دیگران , تجربه , کانون فرهنگی هنری شهید مطهری , سرخنکلاته ,
 

آخرین مطالب

» تبریک به کانون السابقون ( یکشنبه 14 دی 1393 )
» هفته وحدت گرامی باد ( شنبه 13 دی 1393 )
» دومین طرح ملی جواد آل طاها(ع) ( جمعه 7 آذر 1393 )
» مراسم قوم بنی اسد ( پنجشنبه 15 آبان 1393 )
» برگزاری همایش شیرخوارگان حسینی ( جمعه 9 آبان 1393 )